شعر روی تو خوش می‌نماید آینه ما : سعدی

روی تو خوش می‌نماید آینه ما

کآینه پاکیزه است و روی تو زیبا

چون می روشن در آبگینه صافی

خوی جمیل از جمال روی تو پیدا

هر که دمی با تو بود یا قدمی رفت

از تو نباشد به هیچ روی شکیبا

صید بیابان سر از کمند بپیچد

ما همه پیچیده در کمند تو عمدا

طایر مسکین که مهر بست به جایی

گر بکشندش نمی‌رود به دگر جا

غیرتم آید شکایت از تو به هر کس

درد احبا نمی‌برم به اطبا

برخی جانت شوم که شمع افق را

پیش بمیرد چراغدان ثریا

گر تو شکرخنده آستین نفشانی

هر مگسی طوطیی شوند شکرخا

لعبت شیرین اگر ترش ننشیند

مدعیانش طمع کنند به حلوا

مرد تماشای باغ حسن تو سعدیست

دست فرومایگان برند به یغما

برای مشاهده بیشتر اشعار سعدی کلیک کنید.

 

این پست چقدر مفید بود؟؟

روی ستاره کلیک کنید تا به این مطلب امتیاز دهید!

Average rating 5 / 5. تعداد امتیاز : 1

تاکنون امتیازی ثبت نشده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهد.

اشتراک گذاری:
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on pinterest
Share on reddit
Share on email

مطالب پیشنهادی

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک بیت شعر تصادفی

وصال دوستان روزی ما نیست
بخوان حافظ غزل‌های فراقی
«حافظ»